تبليغاتX
حرا ر

سیداکبر حسینی دنیا را وداع گفت و رفت. برای همیشه.

رفتنش همه را در بهت و حیرت فرو برد. کسی منتظر رفتنش نبود. همه به انتظار روزهای پرکارتر او بودند. حتی به نظر می رسید که خود را برای کارهای بزرگتری چون نمایندگی مجلس آماده می ساخت. و البته به واقع لیاقت نمایندگی و بالاتر از آن را هم داشت.

او عنصری موثر و کم نظیر بود. شاید اگر گفته شود سهم عمده در شهرستان شدن رستم از آن ایشان بود حرف گزافی نباشد. این را همه می گویند. همه آنها که او را می شناختند و پیگیر این ماجرا بودند.

سیداکبر حسینی خستگی ناپذیر بود. همواره در جنب و جوش  و تلاش برای آینده ای که روشن می خواست. برای خود و اجتماع و مردمش. او انسانی مردمی بود و با مردم دیارش زیاد می جوشید.

دو دوره عضو شورای اسلامی شهر مصیری فارس بود و در دوره دوم به شورای عالی استان فارس رسید و رئیس آن شد.

سخنران بود و متین و آرام و شمرده سخن می گفت. معلمی مهربان بود و معلومات سیاسی اجتماعی و دینی بالایی داشت. دانش آموزانش را که من می شناسم همه از او به عنوان یک اسوه ستودنی به نیکی یاد می کنند.

او رفت و شهرستان ممسنی و رستم٬ از حضور او به عنوان یکی از خدمتگزاران و نخبگان پرتلاشش بی نصیب ماند. روحش شاد و یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 22:30 توسط فرشاد تاجبخش |

دکتر ابراهیم امینی٬ فعال سیاسی٬ وکیل دادگستری٬ استاد دانشگاه و نماینده سابق شهرستان ممسنی در مجلس شورای اسلامی بازداشت شد. تا جایی که من اطلاع دارم در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری٬ دکتر امینی دومین فرد شاخص از ممسنی است که روانه بازداشت می شود. قبل از آن حمید چوبینه از اعضای سابق انجمن های اسلامی دانشگاههای تهران و عضو ستاد میرحسین موسوی دستگیر شده بود که بعد از گذراندن چندین روز بازداشتی٬ آزاد شدند.

شاید از میان نمایندگان شهرستان ممسنی اگر بخواهیم به بعضی از آنها نمره بهتری بدهیم به زعم نگارنده٬ آقای امینی نمره بالاتری را کسب می کند. وی در مجلس ششم به شکل حرفه ای وارد فضای سیاست کلان کشور شد. او عضو هیئت رئیسه مجلس بود و در میان سیاسیون ممسنی از همه فعال تر ٬ معروف تر و رسانه ای تر گردید.

دکتر ایراهیم امینی به دنبال تشکیل حزب اعتماد ملی از اعضای شورای مرکزی آن گردید. در طی سال های فعالیت این حزب در کنار مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی قرار گرفت و در روزنامه اعتماد ملی قلم زد.

امینی یکی از دو نماینده کروبی در کمیته پیگیری شکایات بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث اخیر بود که به دنبال افشاگری های آقای کروبی و توقیف و پلمپ دفتر حزب و روزنامه آن٬ در منزل مسکونی اش واقع در شیراز توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید. وی نیز تنها جرمش اصلاح طلب بودن و همراهی اش با مهدی کروبی و افشاگری های اوست.

به امید آزادی سریع او و حضور دوباره در میان خانواده و اجتماع سبز ایران زمین!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 1:16 توسط فرشاد تاجبخش |

هر روز که می گذرد خبرهای ناگوارتری به گوش می رسد.

بحران پس از انتخابات با بازداشت و بگیر و ببند شروع شد و به خونریزی و کشتن های فجیع رسید. ابتدا به نظر می رسید فقط بازداشت و ضرب و شتم معترضین به نتایج انتخابات بود اما اینک بحث ها فراتر از این هاست. پیدا شدن گورهای ناشناخته جمعی در قطعه ای از بهشت زهرای تهران که آنها را منتسب به اجساد کشته شدگان اخیر می دانند و افشای تجاوزهای جنسی در بازداشتگاه ها و... همه و همه نشانگر اوج رویارویی های غیرانسانی با معترضین و منتقدین بوده است. حاکمیت چه پاسخی می تواند برای این فجایع داشته باشد؟ آنها چه خوابی برای آینده خود دیده اند و از این مردم معترض چه چیزی یافته اند که با آنها اینگونه برخورد نموده اند؟

دادگاه های فرمایشی و نمایش های خیمه شب بازی که این روزها برای سران اصلاحات و بازداشت شدگان برپا نموده اند بیشتر بر زخم کهنه مردم معترض و آسیب دیدگان این جریان نمک می پاشد . آنها برای حل این بحرانی که خود پدید آورده اند از روش هایی استفاده می نمایند که نه تنها موجب حل آن نخواهد بود بلکه بر شدت اعتراض ها و انزجارها خواهد افزود و نوید رویارویی ها و برخوردهای مجدد را در روزها و ماه های اخیر خواهد داد.

اعمال حاکمیت با استفاده از این شیوه های بکار گرفته شده بیانگر آن است که به سیم آخر زده اند و برای تداوم قدرت خود دست به هر عمل غیر انسانی٬ غیرقانونی و غیر اسلامی می زنند. 

آنها برای خارج ساختن اصلاح طلبان و منتقدان از گردونه رقابت با خود به هر شیوه ای تن می دهند و هر روز اتهام جدیدی نثارشان می کنند. آنها به طرق مختلف سعی در خارج ساختن خاتمی٬ هاشمی٬ موسوی٬ کروبی و... از گردونه رقابت و ورود مجدد به عرصه قدرت اند. برای این کار عزم خود را جزم نموده و با استفاده از تریبون رسانه دولتی صدا و سیما سعی در اشاعه اتهام های واهی و ثابت نشده به آنهایند.  

هر روز که می گذرد اعمال غیرانسانی و مشمئزکننده مسببان و عاملان قدرتمدار فجایع اخیر یک به یک برملا می شود و مردم بیشتر و بیشتر با حاکمان ناعادل و کارکردهای ناعادلانه شان آشنا می شوند!!! 

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 15:35 توسط فرشاد تاجبخش |

 

برای اطلاع و مشاهده ی مطالب و یادداشت های این شماره ی فصلنامه ی فراسو به آدرس وبلاگ این نشریه مراجعه فرمائید:

وبلاگ فراسو www.farasoomag.blogfa.com

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 8:34 توسط فرشاد تاجبخش |

چه راهکاری مانده است؟ چه شیوه ای برای دستیابی به حقوق از دست رفته ملت بزرگ ایران مانده است؟ آیا می توان به آینده این وضعیت امنیتی خوشبین بود؟ آیا می توان به طلوعی درخشان در این وادی غروب غم انگیز دلخوش بود؟

اعتماد به حاکمیت و همراهی با آن به شدت در میان طیف های مختلف مردم از بین رفته است. مولفه های دموکراسی نظیر انتخابات و قوانین مربوطه به شکلی اساسی صدمه دیده و دچار سکته گردیده است. همه راهها بر تحول خواهان و تغییرطلبان مسدود شده است. نه تریبونی برای آنها باقیمانده و نه شمیم امیدی برای دستیابی به این تریبون. فعالان سیاسی و روزنامه نگاران کاربلد در بند و زندانند. فضای تهدید و ارعاب و سانسور فضای مسلط بر احزاب و مطبوعات است.

اعتراض کردن به این روند همان و منافق و انگلیسی و صهیونیست خوانده شدن همان. دفاع نمودن از حقوق تضییع شده همان و اراذل و اغتشاش گر خوانده شدن همان.

روزها و آینده سختی در پیش است. شاید در میان مردم امنیت فیزیکی و جانی برقرار باشد ولی به درستی که از امنیت ذهنی و روانی خبری نیست. بحث بر سر مساله کوچکی نیست بحث بر سر مشروعیت حاکمیت است. حاکمیت در صورتی که بخواهد به این روند بی توجهی به افکار عمومی ادامه دهد به سختی خواهد توانست رابطه خود با مردم را ترمیم نماید و جو اعتمادسازی به وجود آورد. دوام و پایداری حکومت ها به مشروعیت آنها بستگی دارد. دستگیری ٬ ضرب و شتم و کشتن مردم و ارعاب و تهدید و سانسور عقاید و نظرات تغییرخواهان شاید در کوتاه مدت مشکلی از مشکلات حاکمیت را حل نماید ولی یقینا در دراز مدت به نفع آنها نخواهد بود همانگونه که در تاریخ آمده و ثبت شده : خون بر شمشیر پیروز است.

سرکوب٬ بازداشت و کشتار راه حل هزاره سوم نیست. راه برونرفت از مناقشات فعلی تنها و تنها توجه به افکار عمومی است. حاکمان برای بقای خود فقط و فقط باید به تغییر مواضع جناحی و خودخواهانه خود روی آورند و به آرای مردم اهتمام و توجه ویژه ای بنمایند وگرنه دوام و قوامی نخواهند داشت. مردم ایران خاص تر از آنند که بتوان آنها را با کشورهای دیگری مقایسه نمود و برایشان نسخه های استبدادی چید.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 12:23 توسط فرشاد تاجبخش |

این روزها کمتر کسی به چیزی جز التهابات پس از انتخابات می اندیشد. اکثریت مردم پیگیر چند و چون قضایای اخیر هستند. دستگیری روزنامه نگاران و فعالان سیاسی اصلاح طلب و کشته و زخمی شدن بسیاری از دانشجویان و هموطنان در درگیری های چند روزه اخیر از اهم مسائل به حساب می آید. فضای کشور در بسیاری از شهرهای بزرگ فضایی امنیتی است.  فشار بر مطبوعات و رسانه های اصلاح طلب مشهود و محسوس است. توقیف و فیلتر شدن سایت ها و وبلاگ ها نشان از این محدودیت های بسیار است. حاکمیت با اعتراضات مدنی مردم و هواداران کاندیداهای معترض برخوردهای نامناسبی داشته است.

حوادث تالم بار اخیر خصوصا دستگیری فعالان فکری سیاسی مرا به یاد دوران دانشجویی و سمینارهایی که برگزار می شد انداخت. خصوصا سمینارهایی که برای مرحوم دکتر شریعتی تدارک دیده می شد.

29خرداد سالروز درگذشت شریعتی است. به مناسبت سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی ، شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی سمینارهایی در تاریخ های 29 و 30 خرداد 1376 در تالار صدرا و سینای دانشکده پزشکی واقع در خیابان نشاط شیراز برگزار نمود. در این سمینار آقایان علیرضا علوی تبار، محمدجواد کاشی، محسن کدیور، عمادالدین باقی و اکبر گنجی به ایراد سخنرانی پرداختند.

من نیز به عنوان دانشجوی دانشگاه شیراز و علاقه مند به این مسائل در سمینار مذبور حضور داشته و اکثر سخنرانی ها را مستمع بودم و گوشه هایی از این سخنرانی ها را یادداشت نمودم.

بعضی از سخنرانان این سمینار دانشجویی بعداً به خاطر صحبت هایی که در این همایش ایراد کردند تحت فشار واقع شدند و حتی روانه بازداشت شدند. خصوصاً اکبر گنجی که به خاطر سخنرانی «شریعتی و فاشیسم اسلامی» که در آن سمینار بیان نمود و درمجله کیان نیز به چاپ رسید متعاقب آن دستگیر و به مدت سه ماه بازداشت گردید و همین بازداشت سرآغازی بود بر بازداشت ها و زندانی های بعدی ایشان.

در این سمینار دکتر کاشی درباره نظریات شریعتی و مارکس صحبت نمودند و جداگانه به تبیین دیدگاه ها و نظریات این دو متفکر پرداختند.

دکتر کدیور سخنرانی خود را تحت عنوان «حکومت دینی، مصلحت» ارائه دادند. ایشان برای حکومت دینی دو نظریه قرائت کردند.

علوی تبار در عصر سی ام خرداد درباره روشنفکری دینی پس از شریعتی سخنرانی نمودند که پس از وی اکبر گنجی مقاله خود را تحت عنوان «شریعتی و فاشیسم اسلامی » ایراد کردند. او در این سخنرانی به نکات زیر اشاره کردند:

-فاشیسم پدیده ای غیر قابل پیش بینی است.

-شریعتی: من دشمن فاشیسم هستم. یک موحد حتماً ضد فاشیسم است.

-نظریه خانم آرنت: 1-حکومت دادگرایانه که گوهر آن قانون است.2-حکومت بیدادگر که گوهر آن بی قانونی است. 3-حکومت فاشیستی که گوهر آن ارعاب و چیرگی تام است.

-کشتن شخصیت حقوقی و اخلاقی کار جنبش فاشیستی است.

-پس از کشتن این دو نوع شخصیت ، فردیت از بین می رود.

-فاشیسم علیه مدرنیته و مدرنیزه است و اساساً یک جنبش ضد مدرنیزه است.

-فاشیست فرزند راست محافظه کار(سنتی) است.

-دین ، ایدئولوژی نیست زیرا که ایدئولوژی یک پدیده مدرن است.

-روشنفکر، انقلاب، سکولاریسم، پلورالیسم، دموکراسی و جامعه مدنی همه پدیده های مدرن هستند.

-فاشیسم می آید تا دوران ماقبل مدرن را در دوره مدرن پیاده کند.

-در جامعه مدرن، ارزش انسان از ارزش اندیشه برتر است ولی در جامعه ماقبل مدرن اینطور نیست.

-در مقابل جامعه مدنی جامعه توده ای می اید که یک جامعه ایدئولوژیک  و یک جامعه سرکوبی است.

امروزه بعضی از آن سخنرانان و روشنفکران از جمله گنجی و کدیور در ایران نیستند. برخی نیز با همه فشارهایی که بر فضای فکری-مطبوعاتی کشور وارد است به کارهای نوشتاری و روشنفکری خود مشغولند و بعضی از دوستان آنان نیز چون دکتر حجاریان با وجود شرایط نامناسب جسمی در بند و بازداشت به سر می برند.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 0:8 توسط فرشاد تاجبخش |

تا کنون در عمر چندساله فعالیت های فرهنگی و سیاسی خود تا این اندازه دچار یاس و سرخوردگی نشده بودم.  در عین حال هیچ زمانی نیز تا این اندازه با شور و اشتیاق وصف ناپذیری پای صندوق های رای نرفته بودم. پس از یک روز کاری سخت بیش از دو ساعت در صف طویل اخذ رای و انتخابات ایستادم و رای خود را با علاقه بسیار به صندوق انداختم.

در این انتخابات اکثریت قاطع ایرانیان- چه داخل و چه خارج- به این نتیجه رسیده بودند که باید با گستردگی هرچه تمام شرکت نمایند و برای تغییر وضعیت ناموزون موجود وارد انتخابات شوند ولی غاقل از اینکه بر سر آنها کلاه خواهد رفت و آنچه حاصل خواهد شد چیزی است ورای همه این شور و اشتیاق ها.

دولت به ملت خیانت کرد. نهادهای مسئول برگزاری انتخابات آشکارا برای تداوم قدرت دولت نهم به رای و نظر ملت در یک حرکت و سناریوی سازماندهی شده پشت نمود. اکنون و پس از این سناریوی زشت و کثیف٬ سکوت و یاس و سرخوردگی در چهره مردم اکثر استان های کشور محسوس و مشهود است. مردم نتیجه اراده و حضور حداکثری خود را برای اصلاح وضعیت موجود ندیدند. وزارت کشور آشکارا با تقلبات و تخلفات بارز خود نتیجه آرا را تغییر داد و بالعکس نمود.

در این انتخابات ملت ایران در هر نقطه ای از جهان با شور و شعف خاصی شرکت نمودند تا به روند غلط اداره کشور جواب "نه" بدهند اما نمی دانستند که اینگونه در بازی خائنانه قدرت قدرتمداران مات و مبهوت می شوند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 20:37 توسط فرشاد تاجبخش |