۱-برشماری مشکلات فرهنگی و اقتصادی در جامعه و منطقه ما کار بسیار سهل و ساده ای است. مشکلاتی که عمر بعضی از آنها برابر با ده ها و صدها سال از زندگی مردم ماست و برخی نیز به تفکرات و سیاست های مدیریتی حاکمان فعلی و دهه های اخیر مربوط است.
در جامعه و خصوصا منطقه ما گفتگو و متعاقب آن تحمل نقد، گفتمانی است که هنوز نهادینه نشده است. سیاسیون و مخالفان فکری عقیدتی سیاسی کمتر حاضر به گفتگو با همدیگرند. هر یک به جای ابراز تفکرات و اعتقادات خاص خویش، تفکرات رقیب را به سخره می گیرند و حاضر به تعامل و گفتگو برای حل مشکلات فی مابین نیستند.
فعالان سیاسی فرهنگی قبل از رسیدن به قدرت بحث گفتگو و تعامل با یکدیگر را سرلوحه برنامه ها و استراتژی های خود قرار می دهند اما پس از ورود به عرصه قدرت و مدیریت بر مناصب قدرت نه تنها به گفتگو و تبادل نظر و مشاوره با متخصصین وقعی نمی نهند بلکه خیلی از آنها را از راه های مختلف از سر راه خود برمی دارند و در واقع به جای گفتگو به مبارزه با آنها برمی خیزند.
۲-جامعه امروز ما بیشتر از هر چیز نیاز به اخلاق و توجه به شاخصه های انسانی دارد. اخلاق و مسائل انسانی وضعیت مطلوبی ندارند. در جامعه امروز به راحتی گروهی گروه دیگر را تخریب و تهدید می کند صرفاً به این دلیل که مثل او نمی اندیشند و مثل او زندگی و فکر نمی کنند و به گونه دیگری راه می روند. چنین خصوصیاتی در جوامع توده ای(مقابل جامعه انسانی و مدنی) یعنی جوامعی که به جای انسان به یک فکر و اندیشه خاصی توجه داده می شود شکل و رنگ و لعاب می گیرد.
اخلاق به راستی زیر پا گذاشته شده است. اخلاق ٬ مدارا و تحمل شاخصه ها و پیش نیاز های توسعه و ترقی یک جامعه و حکومت است. دشمن تراشی و دشمن سازی ها نفعی برای جامعه امروز ندارند.
نیم نگاهی به گذشته و نگاهی به چشم اندازهای پیشرو ما را بر آن می دارد که به اصلاح و تغییر وضعیت حال بپردازیم. با شناخت ما از وضعیت گذشته به درستی می توان وضعیت حال را حل و فصل نمود و یا لااقل در مسیر حل و فصل گام نهاد.