هر روز که می گذرد خبرهای ناگوارتری به گوش می رسد.
بحران پس از انتخابات با بازداشت و بگیر و ببند شروع شد و به خونریزی و کشتن های فجیع رسید. ابتدا به نظر می رسید فقط بازداشت و ضرب و شتم معترضین به نتایج انتخابات بود اما اینک بحث ها فراتر از این هاست. پیدا شدن گورهای ناشناخته جمعی در قطعه ای از بهشت زهرای تهران که آنها را منتسب به اجساد کشته شدگان اخیر می دانند و افشای تجاوزهای جنسی در بازداشتگاه ها و... همه و همه نشانگر اوج رویارویی های غیرانسانی با معترضین و منتقدین بوده است. حاکمیت چه پاسخی می تواند برای این فجایع داشته باشد؟ آنها چه خوابی برای آینده خود دیده اند و از این مردم معترض چه چیزی یافته اند که با آنها اینگونه برخورد نموده اند؟
دادگاه های فرمایشی و نمایش های خیمه شب بازی که این روزها برای سران اصلاحات و بازداشت شدگان برپا نموده اند بیشتر بر زخم کهنه مردم معترض و آسیب دیدگان این جریان نمک می پاشد . آنها برای حل این بحرانی که خود پدید آورده اند از روش هایی استفاده می نمایند که نه تنها موجب حل آن نخواهد بود بلکه بر شدت اعتراض ها و انزجارها خواهد افزود و نوید رویارویی ها و برخوردهای مجدد را در روزها و ماه های اخیر خواهد داد.
اعمال حاکمیت با استفاده از این شیوه های بکار گرفته شده بیانگر آن است که به سیم آخر زده اند و برای تداوم قدرت خود دست به هر عمل غیر انسانی٬ غیرقانونی و غیر اسلامی می زنند.
آنها برای خارج ساختن اصلاح طلبان و منتقدان از گردونه رقابت با خود به هر شیوه ای تن می دهند و هر روز اتهام جدیدی نثارشان می کنند. آنها به طرق مختلف سعی در خارج ساختن خاتمی٬ هاشمی٬ موسوی٬ کروبی و... از گردونه رقابت و ورود مجدد به عرصه قدرت اند. برای این کار عزم خود را جزم نموده و با استفاده از تریبون رسانه دولتی صدا و سیما سعی در اشاعه اتهام های واهی و ثابت نشده به آنهایند.
هر روز که می گذرد اعمال غیرانسانی و مشمئزکننده مسببان و عاملان قدرتمدار فجایع اخیر یک به یک برملا می شود و مردم بیشتر و بیشتر با حاکمان ناعادل و کارکردهای ناعادلانه شان آشنا می شوند!!!